روایت دردناک زندگی پناهجو ایرانی ساکن کشور بلژیک: حقیقت سخت زندگی (مجید سبکخیز) نوید آرمان خواه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
مقالات

Read more نوید آرمان خواه:


اینجانب در سال ۲۰۰۲ در ایران با دین مسیحیت از طریقه یکی‌ از دوستانم آشنا شدم. و در سال ۲۰۰۳ به کلیسای ارتدکس در تهران معرفی‌، و توسط پدر زاکشف غسل تعمید انجام دادم. از آن تاریخ به بعد رسما دست از دین اسلام کشیدم و دین مسیحیت را برگزیدم.

بعد از آن بیشتر اوقات در مراسم مذهبی‌ مربوط به مسیحیت شرکت می‌کردم و به ترویج عقاید آن می‌پرداختم. تا این که در محل کارم نیز قضیهٔ مسیحی‌ شدنم عام گیر شد. بدلیل اشتیاق به ترویج باور های مسیحی باعث شده بود که اطرافیانم نیز از این موضوع مطلع شوند.

navid.jpg - 9.68 Kb

 

اصلی ترین دلیلی که باعث فرار و نهایتا خروج من از ایران شد این بود که  یک روز قبل از حضور در محل کار خود ازطریقه یکی‌ از همکارانم به من خبر رسید که دونفر مأمور اطلاعاتی‌ به محل کارم مراجعه کردند و سراغ ترا گرفته اند. و از همین رو ترسیدم که به محل کارم مراجعه کنم. بنابر این تصمیم گرفتم تا چند روز دور از محل کار و زندگی مخفی داشته باشم، و ببینم که موضوع از چه قرار است ومن چه کار را مجبور به انجامش خواهم گردید.

 

تا اینکه بعد از یک روز توسط  آشنایان به من خبر رسید که چند مأمور امنیتی به منزل ما یورش بردند و کیس کامپیوتر و کتاب انجیل و سی‌ دی‌های سرودهای ‌انجیل را با خود برده اند، و به مادرم گفتند که من باید خودم را به اداره اطلاعات معرفی نمایم. انچه که مسلم بود اینکه رفتن من به اطلاعات منطقه به معنی بازداشت شدن و زندان، شکنجه و حکم اعدام را میتوانست همراه داشته باشد. و با توجه به این حقیقت و دانسته ها فهمیدم که دیگر هیچ کجای ایران امنیت جانی ندارم. از آن رو تصمیم به خروج از ایران بصورت قاچاقی کردم.

 

b.225.150.16777215.0.stories.eterazat.34122_138285299518715_100000117375574_410567_7455423_n.jpg - 7.19 Kb

در تاریخ ۲۰۰۳و با پشت سر گذاشتن مشکلات فراوان خود را به کمیساریای پناهندگان در بلژیک معرفی‌ کردم.

بدلیل مسائل امنیتی و برای حفظ جان خانواده‌ام در ایران و همینطور پدر ازکشف و آقای امانوئل شیروانی مسول امور اداری کلیسا علی رغم میل خودم با اسم و مشخصات دیگری بنام مجید سبکخیز در خواست پناهندگی کردم که متاسفانه برای مرتبه اول با جواب منفی‌ از طرف کمیساریای پناهنگان گرفتم.

بعد ازدریافت جواب منفی‌ دچار شرایط بسیار سخت روحی روانی شدم. و بر اثر ترس از برگشت به ایران و مورد شکنجه و یا حتی اعدام قرار گرفتن اقدام  به خود کشی‌ کردم، که تا چند روز در کما بودم،  و بعد از مرخصی از بیمارستان و بتشخیص دکتراز آنجا به تیمارستان شهر انتقال دادند.

 

b.225.150.16777215.0.stories.logo.teroor-4-.jpg - 5.98 Kb

 

و  بعد از بهبودی در سال ۲۰۰۴ مجددا و با تاکید، و تأیید کلیسا‌های ارتدکس در بلژیک برای بار دوم به کمیساریای پناهندگی خودم را معرفی‌ کردم، ومتأسفانه یکمرتبه دیگر با جوابم منفی‌ بود. در سال ۲۰۰۵ برای بار سوم خودم را به سازمان یو ان ممرفی کردم که این‌بار هم با تصمیم‌ گیری سازمان مواجه شدم. در سال ۲۰۰۷ به دلیل وخامت بد روحی‌ و روانی‌ اقامت پزشکی‌ خود را به مدت یک سال دریافت کردم. در سال ۲۰۰۷ مجبور به اعلام هویّت اصلی‌ خودم گشتم که در نتیجه اقامت یک سالهبنده  را نیز پس گرفتند و حکم ترک خاک کشوراطریش را دادند.

 

همه اینها مختصری از فشارها، و بدبختی های فراوانی بوده است که از سال 2003 به بعد، یعنی درست از زمان ترک ایران و آمدن به کشور اطریش با ان روبروه شده ام. بنده بر این باور هستم که پناهندگی حق مسلم من است. و دلایل گریختم از ایران با حاکمیت رژیمی فاشیستی اسلامی یک امر و رفتار طبیعی بوده است. سران و سیاست گذارانی نظامی که تاب کمترین نظرات مخالفینشان را ندارند. و از روز به قدرت رسیدن خمینی و باند چماقدار اسلامی اش تا به هم اکنون همراه با جنایت های فراوان، و اعدام ده ها هزار جوان بیگناه ایرانی بوده است. در ایران با حاکمیت آخوند های تندروی اسلامی، تغیر دین به معنی کفر، مفسد فی الارض، وحکمش نیز اعدام است. من با توجه به تائیدیه هاي که مبنی بر تغیر دین ارایه نموده ام، می بایستی از طرف وکلای سازمان ملل به عنوان پناهنده شناخته شوم.

 

b.225.150.16777215.0.stories.ashkhas.nedaaghasoltan.jpg - 8.48 Kb

 

بنده  تا به امروز بدون دسترسی‌ به دارو، نداشتن سرپناه، و همینطور بدون حمایت از هیچ سازمانی در بلژیک زندگی سختی را داشته ام. حدود ۹سال هست که این زندگی‌  فلاکت بار، و با انواع بیماریهای روحی‌ و روانی،‌ جسمی‌ دست و پنجه نرم می‌کنم، و  هر ساعت نیز عملا زندگی‌ در استرس همراه با مرگ تدریجی‌ را تجربه می‌کنم.

 

به امید سرنگونی جمهوری اسلامی

به امید آزادی ایران