مراد شیخی: اقتصاد عامل تعئین کننده پناهندگی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
مقالات

مراد شیخی:Read more

41529_1272566502_2049213_n.jpg - 11.66 Kb

 

آیت الله خمینی در سال 1357 گفت که ما برای خربزه انقلاب نکردیم اقتصاد مال خر است! (ما انقلاب نکردیم تا خربزه ارزان بشود، ما برای اسلام انقلاب کردیم). خمینی در حالی این مسئله را بیان کرد که همزمان با پیروزی انقلاب به مردم وعده های پول نفت و آب و برق مجانی داده بود! ایرانیان فریب خورده برای بهتر شدن وضع زندگی شان به خیابان ها ریختند! و نمی دانستند که جهل خمینی امکان داشتن زندگی دنیائی بهتر و استقلال و آزادی را نخواهد داد. و در این شکل از آگاهی هرگز به یاوه های دروغین آخوند خمینی باور نمی کردند. و صراحتن به او می گفتند که لطفن شما خفه شوید!

پیروزی امثال شما به معنی تحمیل فرهنگ حقارت و بردگی و جنایت است... به اصطلاح روشنفکران آن دوره نیز درک درستی از پس ذهن افکار قرون وسطی خمینی نداشتند. در حقیقت خمینی برای تثبیت اسلام سیاسی در قدرت به همه ایرانیان و دنیا یک مشت دروغ تحویل داد.  و  بعد از اینکه به مسند قدرت و سلطنت تکیه زد، همه قول و قرار های خود با انقلابیون و طبقه مستضعف کشور را از یاد برد. و حتی حکم اعدام صادق قطب زاده که از همراهان و نزدیکان خمینی و حتی لقب پسر خمینی را گرفته بود، داد. آیت الله خمینی متحجر، برای ثبات استبداد دینی از زن ستیزی و حجاب اجباری آغاز نمود، و تا به اعدام و تیر باران های دسته جمعی جوانان، و ممنوعیت دادن به کار همه مخالفین سیاسی اجتماعی وفرهنگی خود.  و حکومت دست ساز خمینی هر مخالفتی را با گلوله پاسخ دادند. استبدادی که تا همین الان نیز  همچنان با همان سیاست آغازین سرکوبگری ادامه دارد...

 

عملن زیر بنای هر جامعه اي به مسائل اقتصادی ارتباط مستقیمی پیدا می کند. اقتصاد قوی تعئین کننده میزان رشد فرهنگی، علوم انسانی، و احترام افراد به همدیگر است.  و درست بر عکس  مردم عقب مانده نگه داشته، ویا جامعه پیشرفت نکرده، از نظر اقتصادی نیروهای خوبی برای حکومت های دیکتاتور محسوب می شوند. هم اینکه می توانند تحت تاثیر دروغ پردازی ها، و فریب مذهبیون به خشن ترین کارهای انسانی تروریستی  گرایش پیدا کنند. در واقع نیاز های مادی افراد باعث وابستگی آنان به قدرت مرکزی میشود. و قدرت مرکزی هر زمانی که بخواهد توانائی انجام سیاست های تحمیلی را خواهد داشت. چنین وضعیتی مثلن در کشورهای پیشرفته وجود ندارد. قدرت مرکزی در اختیار رای مستقیم و دخالتگری های اکثریت است.  جامعه اي که از نظر اقتصادی رشد نکرده باشد، فساد، دروغ، ناامنی، از هم پاشیدگی خانوادگی، و سست بودن بنیان های اخلاق و اجتماعی را ببار خواهد آورد. همه ارتباطات از قبل تولید، تجارت، فرهنگ، تاریخ کشور، ربط مستقیم به این حوزه دارد.

 

اما سیستمی که خمینی و طرفداران جاهل اندیش او قرار بود اداره کنند در تضاد کامل با مسائل رفاهی و حق خوب زیستن مردم در این دنیا طراحی گردید. سیاست آن ها  تکیه بر شعارهای دشمنی ورزیدن با اقتصاد و فرهنگ پیشرفته و تمدن بشر امروز دنیاست. سیاستی که همه امکاناتش را در شعار ها می بیند. شعار هائی که عملن در دوره کنونی ماحصلی به غیر از عقب ماندگی بیشتر ندارد. عقب ماندگی فرهنگی و عقب ماندگی های اقتصادی که عواقب وخیمی را به همراه دارد. سر دادن شعار های مرگ بر این کشور و آن کشور چیزی به غیر از نشان دشمنی  و جنگ ستیزی ندارد. و تنها در کشورهای استبداد زده است که حاکمین به چنین سیاست جنگ ستیزی و دشمن سازی روی می آورند. و توجه به خواست های مردم و پرداختن ریشه اي در حوزه اقتصادی در حاشیه است. جمهوری اسلامی به خرافات پناه آورده است. به گمراه نمودن مردم از خواست های طبیعی و حق زندگی شان. آنها، از امکانات اقتصادی مردم بدون اجازه در رسانه ها و نمایش های خیابانی به ترویج سنت های دینی می پردازد. هر چقدر مردم به این مسائل توجه نشان دهند، ادامه عمر حکومت ساده تر است. و نتیجه اینکه در نهایت یا سرگرم دیدن تماشای مسابقات ورزشی هستند، و یا مشغول انجام مراسم دینی... و مسائلی که هیچ ربطی در بهبود زندگی آنان ندارد.

 

داشتن رفاهیات در زندگی، تکیه بر علوم انسانی برای قوی تر شدن در حوزه های مختلف، استقلال  فردی و اجتماعی، باعث آن می شود که مردم  کمتر به سمت و سوی خرافات، مذهب، و یا به دروس اخلاقی یک تعداد آخوند و مداح مفت خور بیکار سر بار اجتماع روی بیاورند. و ادامه این روند فرهنگی در مرور زمان به برابری کامل زن و مرد می انجامد.

 

به شکلی دیگر هم میتوان پشت پرده تفکر سیاه خمینی  را بررسی کرد.  وارد شدن کشور ایران در چرخه کشورهای سرمایه داری و تجارت جهانی و تکیه مردم بر حکومت مردم سالاری و توجه شان به داشتن زندگی بهتر باعث ان می گردید که منافع اندیشه های ارتجاعی را به خطر بیفتد.. در کشوری که اقتصاد و قانون حاکم باشد، و افراد ساکن جدای از جنسیت،  القاب شرعی، وظائف و مسئولیت و حقوق برابری داشته باشند، دیگر جائی برای فریب دادن و بلعیدن اموال دیگران وجود نخواهد داشت. دین از حکومت جدا می شود. اما عقاید و منافع اجتماعی طبقه مفت خور روحانیت،  کاملن در تضاد با چنین سیستم هائی برای اداره امور کشور است. آخوند ها، با مردم سالاری که ضمینه داشتن فردائی روشنتر را فراهم کند، مخالفت میکنند. در طول زمان و با رشد فرهنگ انسانی برای همیشه اجازه دخالتگری دینداران را در مناسبات کشوری کوتاه می گردد. رشد اقتصادی افراد، و انقلاب علمی فرهنگی تنها راه مبارزه برعلیه اسلام سیاسی است که خود خواسته اجازه دخالتگری و فضولی در همه بخش های زندگی خصوصی و اجتماعی را دارد.

 

_1_1.gif - 51.03 Kb

 

از سخنان ضد اقتصادی خمینی منافع چه کسانی تامین شد، و مردم ایران چقدر آسیب دیدند؟

 

سالهاست که خمینی فوت کرد. و متاسفانه همچنان استبداد اسلام سیاسی جمهوری اسلامی در قدرت است. و اما امروز همه آن شعارهائی که خمینی در فضائی شورشی مردم  فریب خورده انقلاب 1357 اشتباهی گفت، به شدید ترین وجه ممکن مورد تمسخر، و به باد انتقاد گرفته می شود. و بسیاری از همان افراد و همراهان خمینی از عملکردشان پشیمان و بشدت مورد انتقاد و سرزنش همگانی قرار دارند. از نتیجه تفکر عقب مانده خمینی حاصلش ازدیاد فقر و بدبختی اعدام و تیر باران ده ها هزار ایرانی معترض و بیگناه شد.  و میلونها ایرانی نیز به عنوان پناهندگان سیاسی مجبور به خروج و گریختن از کشور شدند. و از تاریخ سلطنت خمینی، و خمینی به عنوان بزرگترین جنایتکار اسلامی در تاریخ ایران یاد می شود. یاد خمینی بیانگر قتل و عام و جنایت و بی حقوقی است. تنها هنر خمینی در اداره کشور روی آوری به فرهنگ عقب مانده بردگی کشاندن مردم ایران بود. اما وارثین او بر خلاف ادعاهای خمینی، امثال خامنه اي با چپاول اموال مردم به میلیارد ها ثروت دست پیدا کردند. اموال مردم چپاول کردند و  در بانک های مختلف دنیا پس انداز شده است. در اینجا می توانید گزارش مستند سی ان ان از ثروت سران جمهوری اسلامی را ببینید. این افراد همان هائی هستند که در زمان وقت خمینی که او می گفت اقتصاد مال خر است و ما برای خربزه انقلاب نکردیم جزء چماقداران و یا تیر خلاص زنان همکار و همراهی کردند. هم اکنون برای سران جمهوری اسلامی  و سپاه پاسداران انقلاب 1357 برای خربزه بود و نه برای اسلام!  اما اکثریت مردم به غیر از وابستگان و گماشتگان حکومت زندگی روز مره شان در ناامیدی و بدبختی می گذرد. و سران حکومت و آیت الله ها میلیارد شده اند. و  در ناز و نعمت و رفاهیات سرمایه دارانه زندگی می کنند. آقازاده هایشاننیز  در بهترین کشورهای غربی ادامه تحصیل می دهند. و یا مقیم آن کشورها هستند.

 

و در این وضعیت که ماحصل اندیشه ارتجاعی تحمیلی در ایران است، آزادیخواهان ایرانی چاره اي به غیر از فرار  از زندگی تحمیلی جهنمی ندارند. آنها برای داشتن فردائی روشنتر با به جان خریدن انواع خطرات ممکن راهی کشور های خارجی می شوند. به امید گرفتن حق پناهندگی و زندگی در مرزهای خارج از وطن.

 

403258_168534869924260_155309611246786_246906_274534480_n.jpg - 9.60 Kb

 

در ایران نه تنها مسائل اقتصادی با سیاست های اشتباه به بحرانی فرا گیر تبدیل شده است، همچنین مردم از کمترین حق بیان آزاد هم برخوردار نیستند. بیشترین تعداد زندانی سیاسی و اعدام را دارد. فعالیت هر گونه احزاب مخالف ممنوع است. و هر ایرانی که نخواهد قوانین تحمیلی را بپذیرد، جایگاهش در زندان است و شکنجه. و یا چاره اي به غیر از پناه بردن به کشورهای دیگر را ندارد.

 

نکته آخر که تاکید بر واقعیت های عینی زندگی مردم اسیر در حاکمیت استبداد دینی دارد اینکه تا زمانی اسلام سیاسی جمهوری اسلامی در قدرت باشد، ایرانیان زیادی مجبور به بیرون آمدن از زادگاهشان هستند. و پناهنده شدن به کشورهای خارجی تنها گزینه مناسب برای آغاز یک زندگی دیگر است. شروع مجد یک زندگی که برای بسیاری از پناهندگان غم و اندوه درد های فراوانی به همراه دارد.

 

مراد شیخی

پنجشنبه, 03 بهمن 1392

آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید

www.khabar1.com