مراد شیخی: سرنگونی جمهوری اسلامی و آزادی ایران، پایان دوران پناهندگی ایرانیان و نسل سوخته بعد از انقلاب، و آغازی برای پیشرفت کردن مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
مقالات

واقعیت مستند عملکرد ظالمانه و نقض حقوق ابتدائی و علنی شهروندان ایرانی و بی حقوقی های آشکار و سرکوبگری های دائمی ثابت میکند که نظام فاشیست و دیکتاتوراسلامی تغیر ناپذیر است، و یگانه راه بقاء و طول عمرش نیز بستگی به ادامه همین سیاست های ضد انسانی و بشری دارد.

 

b.225.150.16777215.0.stories.eterazat.34122_138285299518715_100000117375574_410567_7455423_n.jpg - 7.19 Kb

در ایران حدود چهار دهه است که اسلام سیاسی و یا جمهوری اسلامی با اتکاء به ایجاد وحشت و خفقان و دستگیری و بازجوئی و زندان و شکنجه و اعدام و هزاران محرومیت های دیگر، و تحمیل ارتجاعی ترین قوانین و سنت های ضد آزادی و برابری و پیشرفت به کار خود ادامه می دهد. و اما ماحصل تمام سیاست های تحمیلی و جنایتکارانه رژیم بر اکثریت ایرانیان شرافتمند این است که سالهاست زندگی ایرانیان به عقب مانده ترین شکل ممکن تنزل پیدا کرده است و هم اکنون نیز کشور ایران تبدیل به یکی از کشورهای تروریست پرور و بحران زا در داخل و منطقه و جهان شده است.

 

403258_168534869924260_155309611246786_246906_274534480_n.jpg - 9.60 Kb

 

در دنیای کنونی برخورداری از آزادی های اجتماعی و برابری های قانونی جنسیتی از اولویت ها است و افتخار برای سکانداران هر کشوری به این است که مردم آن کشور تا چه اندازه از امکانات بهتر اجتماعی و رفاهیات زندگی برخوردارند و برای روز و آینده خود و نسل های بعدی احساس امنیت خاطر می کنند. اما در ایران تحت حاکمیت یک اقلیت با تفکر سیاه ضد انسانی و دشمنان قسم خورده آزادی و پیشرفت و تمدن و دنیای مدرن به این است که مردم بیشتر و بیشتر جذب عقب ماندگی های اسلامی و چرندیات و مزخرفات آخوند های بیکار و مفت خور و سربار و درجا زدن و عقب ماندگی های بیشتر شوند. افتخارشان به این است که موفق شوند هر روز لچک و یا حجاب تحمیلی و اجباری را بر سر زنان ایرانی کنند. هر روز بتوانند قوانینی تبعیض آمیز و جدائی سازی های جنسیتی را با ضرب زور و چماق و تهدید و زندان بر ایرانیان تحمیل کنند. برگزاری جشن و شادی کردن ممنوع است و بر عکس این  نمایش های عزاداری و گریاندن و سیاهچوشی در سوگواری حسین و علی اصغر... که 1400 سال قبل مُرده اند و هیچ ربطی هم به مردم ایران ندارد را با آب و تاب فراوان برگزار میکنند. و اما حق برخورداری و حقوق مسلم انسانی و زندگی کردن ها منوط به احکام در چهارچوب شرعیات و مقدسات تحت نظر آخوند ها و قشر گماشته حکومتی که به لحاظ مادی نیز از بهترین وضعیت برخوردارند، میشود. و به یک معنی کلی تر اینکه افتخار جمهوری اسلامی هم از طیف اصلاح طلبان مذهبی و اصول گرایان این است که راه هرگونه پیشرفت و مدرن تر شدن زندگی و ایران را مسدود کنند. نظر اکثریت مردم ستمدیده برای آیت الله های حکومتی و غیر حکومتی اهمیتی ندارد و این در حالی است که در دوران کنونی بشر و دخالتگری مردم و بدست گرفتن اداره امور توسط مردم و جدائی دین از حکومت و ممنوعیت دخالتگری نهاد مذهب است که موجبات پیشرفت های علمی و اجتماعی و انسانی شده است.

 

b.225.150.16777215.0.stories.fruit.zibish.jpg - 10.58 Kb

 

پرداختن به مسئله بی حقوقی های اکثریت ایرانیان و جنایات و عملکرد های رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی نیازمند نوشتن و یا گفتگوهای رسانه ای بسیاری زیادی است. به غیر از گماشتگان جمهوری اسلامی که از دزدی و چپاول اموال ملت ایران و حقوق های نجومی که از یک زندگی اشرافی و سرمایه داری برخوردارند و بهترین امکانات مادی اجتماعی در اختیار همین اقلیت گماشته است، دیگر اکثریت ایرانیان از هیچگونه امکاناتی برای ادامه زندگی حال و آینده محروم می باشند. قشر جوان ایرانی که بعد از انقلاب در ایران بدنیا آمده است و با توجه با اوضاع کشور بخوبی میداند که ادامه زندگی در ایران در تحت حاکمیت جمهوری اسلامی چیزی به غیر از تلف کردن همه عمر نیست. بسیاری از جوانان و یا نسل سوخته بعد از انقلاب بیکار و یا معتاد به مواد مخدر شده اند. اکثریت جوانانی هم که با داشتن و پذیرفتن صدها مشکل مادی زندگی ازدواج کرده اند پس از مدتی کوتاه و یا چند سال بعد با داشتن فرزند ناچار به جدا شدن و طلاق گردیدند. هر گونه اعتراض کارگری و جنسیتی و هر مورد دیگر از نقض آشکار حقوق مردم ممنونع است و عواقبی همچون زندان و شکنجه و اعدام و انواع محرومیت های اجتماعی را در بر دارد.

 

b_203_150_16777215_0__content_multithumb_thumbs_b_225_150_16777215_0_stories_edam-parcham.jpg - 7.97 Kb

 

مجموعه همه این شرایط دردناک و سخت زندگی در ایران تحت حاکمیت دیکتاتورهای فاشیست و جنایتکاران و شکنجه گران اسلامی دلیل خروج مدوام ایرانیان و نسل سوخته بعد از انقلاب از ایران، و تقاضای پناهنده شدن به کشورهای پناهده پذیر دنیا است. جوانان و دیگر رده های سنی در ناامیدی به آینده خویش هیچگونه راهی به غیر از فرار از زادگاهاشان را ندارند. و براساس قانون اساسی ضد حقوق بشر اسلامی در ایران و عملکرد و سیاست های تحمیلی اسلامی تا زمانی که جمهوری اسلامی در قدرت سیاسی باشد روند پناهنده شدن و آوارگی نسل جوان ایرانی هم ادامه خواهد داشت. واقعیت ها اثبات میکند که یگانه راه پایان دادن به فرار ایرانیان از زادگاهشان تصمیم جمعی اکثریت مردم در ظلم و ستم ایران و اتحاد همگان برای سرنگونی جمهوری اسلامیست. سرنگونی جمهوری اسلامی و تصویب قانون جدائی دین از حکومت و سیاست و ممنوعیت دخالتگری نهاد مذهب در مسائل اجتماعی و فرهنگی و شخصی و سیاسی و لاغیر، و برای حقوقی و قانونی زن ومرد سر آغاز پیشرفت ایران و برخورداری همگان از یک زندگی شرافتمند و تامین امنیت و احساس خاطر برای ادامه زندگی و آینده است.

 

مراد شیخی

چهارشنبه ۱ دی ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۴۸ - ۲۱ دسامبر ۲۰۱۶

آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید