زندان بزرگي به نام ايران مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
گزارشات

 فریبا از هلند: من زني هستم  كه سالهاست با دخترم از ايران گريخته ام ودر هلند زندگي ميكنم.امروز اگر يك خارجي از من درمورد ايران بپرسد  دوست داشتم كه از طبيعت زيبا وآب و هواي عالي آن بگويم ولي افسوس كه بايد از واقعيات تلخي كه در ايران اتفاق مي افتد بگويم.آري وضعيت در ايران وحشتناك است  مردم از شدت فقر مجبور به فروش اعضای بدن خود ميشوند فسادوفحشاء بيداد ميكند!   fariba1.jpg - 18.61 Kb

 

اعتياد گسترده تن وروح جوانان با هوش وبا استعداد رانابود ميكند. كودكاني كه به جاي رفتن به مدرسه تن به كارهاي سخت ميدهندومورد ظلم واقع ميگردند. يا بايد از زندانهاي مخوف وشكنجه ها ومجازاتها و اعدامهای جمهوری اسلامي گفت. كساني كه فريادشان به گوش هيچ كس حتي خانواده هايشان نميرسد.گارگراني كه ماههاست حقوقي نگرفته اند.دانشجوياني كه با كوچكترين اعتراض اخراج يا دستگير ميشوند.سانسور و بستن مطبوعات وسايتهاي اينترنتي و دستگيري خبرنگاران بيداد ميكند. آزار و اذيت اقليتهاي مذهبي ومحروميت از حقوق اجتماعي  و مجازات اعدام براي مسلماني كه به دين ديگري روی آورده از جمله قوانيني است كه در ايران انجام ميشود. قتل وكشتار زنان و كودكان به دست نزديكان و قتلهای ناموسي گسترش پيداكرده است. در كشوری كه حتي وكيلان به جرم دفاع از موكل خود زنداني ميشوند و خانواده هايشان مورد بازجوي قرار ميگيرند چه بی حاصل است كه سخن از عدالت وآزادی كنيم. در كشوری كه در قرن 21 هنوز مجازات قطع انگشت و دست وپا و كوری چشم وسنگسار و قصاص انجام ميشود. اجرای اعدام و شلاق در خيابانها برای ترساندن و شكنجه روحی مردم از جمله روشهاي است كه دولت انجام ميدهد. دستگيري و ضرب و شتم جوانان به جرم بدحجابي امری عادی است.

 

جمع آوری ماهواره ها و هجوم به حريم خصوصی مردم فراوان است .روزانه عده اي از مردم به بهانه هاي واهي دستگير و ربوده ميشوند وديگر هيچ اطلاعي از آنان نيست. آری اگر بخواهم از آلودگي هوا و وضعيت ترافيك و آمار مرگ ومير ناشی از تصادفات وانواع بيماريها ويا گراني و اوضاع وحشتناك اقتصادي هم بگويم ويا از تعداد دختران فراری و وضعيت خطرناك همجنس گرايان واعدام جوانان زير 18 سال، با قلبي پر از درد وچشمي پر از اشك ضمن همدردی با همه هموطنانم ميگويم كه دردها فراوان است ولي تنها همدردی كافي نيست وظيفه همه ماست تا صداي مردم دربند و گرفتار  ايران را به گوش دنيا برسانيم وجهان رااز اين بيعدالتي آگاه كنيم هر چند شايد قبول آن براي يك اروپايي كه در كشوري آزادزندگي ميكند سخت باشد.چون بايد يك ايرانی بود ودر ايران زندگي كرد تا به درستي اين مسايل را درك كرد و به چشم خود اين وقايع را ديد. به اميد روزي كه بتوان تنها از خوبيها گفت.